|
نگاهي به كارنامه ورزش در سيسال
پس از پيروزي انقلاب اسلامي
|
 |

با گذشت سه دهه از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و در آغاز دهه چهارم كه از سوي رهبري معظم انقلاب اسلامي به عنوان دهه عدالت و پيشرفت نامگذاري شده است. بيمناسبت نيست كه كارنامه و عملكرد ورزش و ورزشمداران در كنار و يا همراه با ديگر بخشهاي مديريتي كشور مورد بررسی و ارزيابي قرار گيرد. بديهي است مطابق رسم معمول و به مناسبت دهه فجر كه امسال به مناسبت سيامين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي نگاهي خاص و ويژه به آن است، دستگاهها و نهادهاي متولي گزارشي از عملكرد خود مبتني بر عدد و رقم و آمار اطلاعرساني ميكنند كه در جاي خود ميتواند مورد استفاده قرار گيرد. لكن ارزيابي دستاوردهاي تربيت بدني و ورزش كشور در سي سال پس از پيروزي انقلاب اسلامي ميتواند با نگاه متفاوتتري از آنچه كه به عنوان عملكرد و كاركرد مطرح ميشود مورد توجه قرار گيرد. به عبارت ديگر، در ارزيابي آنچه كه در طي سي سال گذشته تا به امروز در حوزه ورزش و تربيت بدني گذشته است، به لحاظ كاركرد و عملكرد نكات گفتني بسيار است كه طبعاً در برنامههاي اطلاعرساني مسئولين و مديران ورزشي به آن توجه كافي و لازم به عمل ميآيد. در همين ارتباط يادآوري اين نكته نيز ضروري است كه خوب است تا جمعبندي كلي و مناسبي در رابطه با عملكرد ورزش و نهادهاي متولي آن در نظام جمهوري اسلامي از سوي سازمان تربيت بدني در طي سي سال گذشته، بدون خطكشيهاي سياسي مرسوم، كه جنبه خودنمايي براي دولتها در مقاطع زماني مختلف داشته باشد، صورت پذيرد تا رهاورد مسير طولاني طي شده در طي اين سي سال به مردم بازگو شود و مشخص گردد كه در سال مبدأ يعني ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، ورزش و تربيت بدني به لحاظ زيرساختها و امكانات سختافزاري و نرمافزاري چگونه بوده و در شرايط امروز از چه وضعيتي برخوردار است.
اما نكته اصلي در ارزيابي تربيت بدني و ورزشي به دستاوردهاي اين عرصه بازميگردد كه ميتواند ترسيمكننده فضاي واقعي ورزش و دستيابي به اهداف كلان و تحقق آرمانها و ارزشهايي بوده است كه در دهه نخست پيروزي انقلاب اسلامي از زبان بنيانگذار جمهوري اسلامي و پس از آن در بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي مطرح شده است.
حضرت امامخميني (ره) در سخنرانيهاي خود در ديدار با ورزشكاران چند نكته اساسي را به آنان و جامعه ورزش يادآوري و گوشزد فرمودهاند كه عمدهترين آنها "توجه به ورزش در همه ابعاد انساني" و محدود نكردن ورزش فقط در بعد جسمي، "اقتداي ورزشكاران به امام علي (ع)" به عنوان يك الگوي كامل انساني كه در عين توانمندي و قدرت بدني، همه توان و نيروي خود را در جهت خدمت به خدا و خلق خدا مصروف كرد (قوعلي خدمتك جوارحي...)، «انتظار از ورزشكاران به عنوان سفيران شايسته براي انقلاب و نظام اسلامي»، «توصيه به قهرمانان كه در حيث اخلاقي هم قهرمان باشند»، و بيان اين نكته ظريف و دقيق كه «وقتي قهرمانان ورزشي ما قهرمانان اسلامي باشند، پشتوانه و بازوي ملت هستند...» و موارد ديگري كه هركدام از آنها ميتواند در صورت برنامهريزي و پيگيري مجدانه از سوي مديران و متوليان ورزش، به دستاوردهاي معنوي، فرهنگي و اجتماعي بزرگي براي جامعه ورزشي ايران منجر شود. در همين ارتباط و راستا، تذكرات و ارشادات رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز حاوي نكات جامع و ارزشمندي است كه در طي سالهاي مسئوليت معظمله به عنوان رهبري جمهوري اسلامي، درباره ورزش فرمودهاند. نكاتي همچون: «ضرورت زنده كردن روح ورزشخواهي و احساس نياز به ورزش و مردم»، «ضرورت توجه به فلسفه و هدف ورزش كه اگر بخواهيم در دنيا ملتي سرافراز و مستقل باشيم، به مردمي سالم، با نشاط و داراي قدرات اراده و تصميمگيري نياز داريم» ، «هدف ورزش قهرماني ما در برخي رشتههاي ورزشي و ورزشهايي گزيده اين باشد كه جزء سه كشور اول دنيا قرار بگيرد» ، «روح ورزش، روح ايمان و تقوا پاكدامني است، مرتب گفته ميشود روح قهرماني، روح جوانمردي، پورياي ولي، اما در عمل و در ميدان ورزش اين چيزها كمتر مشاهده ميشود!». در طي اين سالها عليرغم تذكر و تأكيد جدي ايشان مبني بر پرهيز از عملكرد سليقهاي و پرداختن به امر ورزش و توسعه ورزش قهرماني بر مبناي برنامه جامع و سياست كلي كشور، متأسفانه كمتر شاهد توجه جدي مسئولين در جهت عملياتي و اجرايي كردن اين فرمايشات بودهايم و در جامعه ورزشي نيز كمتر تحركي در رابطه با تحقق اين خواستهها و انتظارات مشاهده شده است كه اگر غير از اين ميبود، وضعيت و جايگاه كلي و عمومي ورزش در ابعاد قهرماني و همگاني ميتوانست بسيار بهتر و والاتر از وضع موجود باشد.
در یک نگاه کلی اگر بخواهیم در باره ورزش و تربیت بدنی در سال های پس از انقلاب اسلامی سخن بگوییم باید اذعان داشت که در طي سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي با تلاش گسترده بخشهاي متولي تربيت بدني، ورزش در ابعاد مختلف رشد و توسعه يافته است. به لحاظ سختافزاري در طي سي سال گذشته، تلاش وافري براي توسعه فضاها و مكانهاي ورزشي در اقصي نقاط كشور و به ويژه روستاها، بخشها و شهرهاي محروم به عمل آمده و مسئولان و متوليان امر در اينباره عليرغم تنگناها و مشكلات موجود، كوتاهي نكردهاند. هرچند كه هنوز با وضعيت مطلوب و برخورداري از سرانه مناسب فضاي ورزشي فاصله قابل توجهي وجود دارد.
در بُعد نرمافزاري و تربيت نيروهاي كارشناس و متخصص تربيت بدني و ورزش نيز در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي شاهد رشد چشمگيري هستيم. توسعه مراكز علمي و پژوهشي مرتبط با ورزش و رشد چند برابري دانشآموختگان تربيت بدني در مقاطع كارشناسي تا دكترا، مبين آن است كه جمهوري اسلامي به اصليترين سرمايه در ورزش يعني توسعه منابع انساني توجه وافي مبذول داشته است.
در ورزش بانوان وضعيت غيرقابل مقايسه با سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است. عليرغم شرايط خاص حاكم بر ورزش بانوان كه منبعث از اعتقادات ديني و رعايت مسائل اخلاقي و انساني در ورزش است، هم در بعد سختافزاري و نرمافزاري، و هم در گسترش زمينههاي لازم براي پرداختن به ورزش همگاني و قهرماني بانوان، شاهد پيشرفتهاي جدي و قابل توجهي بودهايم. البته در اينباره هنوز نيازمند حركتهاي گستردهتر و نفوذ آن به همه نقاط كشور و به ويژه مناطق محروم هستيم تا دختران و زنان جامعه ما از موهبت ورزش بهرهمندي بيشتري داشته باشند.
در بعد رسانهاي، شاهد توسعه چشمگير رسانههاي ورزشي از بعد كمي هستيم. تعداد رسانههاي ورزشي در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به ويژه از دهه هفتاد به بعد رشد قابل توجهي داشته است و ورزش در مقايسه با ساير موضوعات مطرح در جامعه، اين فرصت را يافته است كه با توسعه فضاي رسانهاي، بيشتر گذشته در اذهان و افكار عمومي مطرح باشد و بطور طبيعي، حاصل چنين وضعيتي توجه هرچه بيشتر به مسائل ورزش از سوي مسئولان و مديران كشور بوده است كه رشد و افزايش قابل توجه بودجه ورزش كشور در طي ساليان گذشته، يكي از دهها نتايج مفيد آن براي ورزش به شمار ميآيد. اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه دلخوش كردن به رشد كمي و كثرت عددي مطبوعات و رسانههاي ورزشي به تنهايي كافي نيست و انتظار جامعه آن است كه رسانههاي ورزشي بطور اعم، و صدا و سيما به طور اخص روز به روز به لحاظ كيفي در ارائه مطالب، نقدها و تحليلهاي ورزشي، حركتي صعودي داشته باشند و از عهده ايفاي نقش و رسالت راهبري و هدايت افكار عمومي در جهت صحيح و اصولي به خوبي برآيند.
در رابطه با توسعه ورزش همگاني و قهرماني هم گفتني بسيار است كه در اينباره كارشناسان و صاحبنظران، از ابعاد و زواياي گوناگون حرف زدهاند. نكته قابل تأمل در اين رابطه آن است كه طراحي ساختار ورزش همگاني و قهرماني بايد به گونهاي باشد كه اين دو مقوله كاملاً هم راستا و در ارتباط و اتصال با يكديگر باشند و ورزش قهرماني، استعدادهاي ورزشي مورد نياز خود را در فرآيند تعريف شده ورزش همگاني بيابد. ورزش همگاني نيز داراي چنان ساختاري باشد كه امكان بروز و ظهور استعدادهاي بالقوه و شناسايي و شكوفايي آنان را فراهم كند. با توجه به فشرده شدن هرچه بيشتر رقابت در عرصه ورزش قهرماني و سختتر شدن كسب مقامها و سكوهاي قهرماني در مسابقات معتبر بينالمللي، قارهاي، جهاني، و المپيكي، اين واقعيت مهم را نبايد از نظر دور داشت كه لازمه موفقيت در ورزش قهرماني در وهله نخست پشتوانهسازي و برخورداري از هرم كاملي در ورزش است كه قاعده و سطح اين هرم، ورزش همگاني و ترسيم روشن فرآيند استعديابي و پرورش استعدادهاي ورزشي است كه بالقوه آمادگي حضور در قهرماني ورزش را دارند. و در وهله دوم استفاده از علم و فناوري در ورزش است كه بايد اذعان كرد عليرغم توسعه مراكز علمي ورزش در كشور، هنوز در ابتداي راه هستيم و به دليل نداشتن برنامه مدون و اصولي در جهت پيوند مراكز علمي ورزشي با بخشهاي مديريتي و اجرايي آن، ورزش ما در بعد قهرماني از پشتوانههاي علمي لازم برخوردار نيست و در اينباره دچار ضعف و ركود جدي هستيم.
يك نكته مهم و قابل توجه در امر توسعه ورزش در ابعاد همگاني و قهرماني توجه به ورزش دانشآموزي است كه از بلاتكليفي بغرنجي رنج ميبرد. به واقع نميتوان ادعاي توسعه ورزش را داشت اما شاهد ضعف و بيماري مفرط در ورزش دانشآموزي بود كه گويا قرار نيست اتفاق فرخنده و خجستهاي براي آن بيفتد. متأسفانه مديريتهاي سليقهاي و غيراصولي حاكم بر اين بخش هيچگاه اجازه نداده است كه ورزش دانشآموزي نفسي تازه كند. با رشد جمعيت دانشآموزي در كشور و فاصله قابل توجه نيازهاي سختافزاري و نرمافزاري مورد نياز اين بخش با وضع مطلوب آن، شرايط به گونهاي رقم خورده است كه اين بخش استراتژيك و مؤثر در توسعه ورزش در وضعيت نامطلوبي قرار بگيرد. مگر ميتوان انتظار داشتن جامعهاي سالم، با نشاط، ورزيده و داراي ترك و فعاليت را داشت، اما شرايط آن را براي كودكان و نوجوانان شاغل به تحصيل در مدارس فراهم نكرد. و آيا ميتوان انتظار شكوفايي و رشد و پيشرفت در ورزش قهرماني را تكرار كرد، اما به بزرگترين پشتوانه ورزش قهرماني يعني ورزش دانشآموزي توجهي نداشت! انتظار آن است كه در سيامين سال پيروزي انقلاب اسلامي به عنوان مهمترين اولويت ورزش كشور، ورزش دانشآموزي و تنگناها و ضعفهاي آن مورد توجه و بازنگري جدي قرار گيرد.
ضعف سرمايهگذاري بخش خصوصي و به واقع عدم ورود جدي اين بخش به ورزش قهرماني از ديگر نقاط ضعف ورزش كشور در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي است. باتوجه به آنچه كه در دنياي ورزش قهرماني در ساير كشورها شاهد آن هستيم و ميبينيم كه روز به روز ميزان حضور و سرمايهگذاري بخش خصوصي در ورزش قهرماني بيشتر و بيشتر ميشود به گونهاي كه عرصه رقابت اين بخش در برخي رشتههاي ورزشي چنان است كه انسان را به تعجب واميدارد، لكن وضعيت ورزش قهرماني ما در اين ارتباط فقط و فقط به دليل دخالت بيحد و حصر دولتی ها و تزريق مالي بدون محاسبه هزينه و فايده از سوي بخش دولتي در طي سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي و به ويژه در ده سال گذشته، وضعيت را به گونهاي ديگر رقم زده است و كار را به جايي رسانده است كه عملاً بخش خصوصي، كه براي هرگونه سرمايهگذاري نيازمند توجيه اقتصادي است ياراي ورود به آن را نداشته باشد.
وضعيت باشگاههاي ورزشي كه مهمترين نهادهاي ورزشي كشور به حساب ميآيند به لحاظ ساختار و تشكيلات، نيروي انساني، وضعيت مديريتي، و برنامههاي مالي و اقتصادي نيز در وضعيت مناسبي قرار ندارد و قابل تطابق با استانداردهاي حداقلي آن نيست. در طي سي سال گذشته متأسفانه در امر ساماندهي باشگاههاي ورزشي، تعريف دقيق و حقوقي باشگاه ، تأمين نيازهاي باشگاهها، و بيان خواستهها و انتظارات ورزش كشور از اين نهاد مهم و تأثيرگذار اقدام جدي صورت نپذيرفته است و بايد اين واقعيت مهم را در نظر داشت كه اگر قرار است در ورزش قهرماني شاهد پيشرفت روزافزون و توسعه پايدار باشيم، اين مهم بدون برخورداري از باشگاههاي قوي و كارآمد امكانپذير نخواهد بود.
اینک و در آستانه ورود به دهه چهارم انقلاب اسلامی و با عنایت به تجارب سی سال اخیر در عرصه مدیریت تربیت بدنی و ورزش، و در راستای افق ترسیم شده برای کشور در سند چشم انداز 1404 ،اگر قرار است ورزش نیز به قله های در نظر گرفته شده برای آینده کشور دست یابد به نظر میرسد ابتدا هدف گذاری کلان و دقیقی باید برای آن صورت پذیرد. شاید باور این حقیقت کمی سخت و تلخ باشد که علیرغم ترسیم خطوط کلی حرکت ورزش در نظام جمهوری اسلامی از سوی حضرت امام خمینی(ره)، و مقام معظم رهبری، و همچنین قانون اساسی و سیاست های کلان فرهنگی کشور، متاسفانه هنوز ورزش از نداشتن هدف های کلان که بتوان مسیر حرکت را بر مبنای آن ترسیم کرد در بلاتکلیفی به سر می برد. هنوز بعد از گذشت 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی قانون ورزش کشور همان قانون شاهنشاهی است که در زمان خود نیز ناکارآمد بوده است. دولت ها در بازنگری و پیشنهاد اصلاح قوانین، مجلس شورای اسلامی در امر قانونگذاری و مجمع تشخیص مصلحت نظام در امر تدوین سیاست های کلان ورزش فاقد تحرک و حساسیت لازم بوده اند و به همین دلیل علیرغم همه تلاش های به عمل آمده نمی توان قضاوت کامل و درستی از حرکت 30 ساله ورزش داشت. رهبر معظم انقلاب اسلامی با نامگذاری دهه آتی به نام پیشرفت و عدالت، تکلیفی سخت و دشوار اما دست یافتنی را برای بخش های مختلف مدیریتی کشور و از جمله تربیت بدنی و ورزش مشخص نموده اند که تحقق آن حرکتی گسترده و همه جانبه را طلب میکند. بی تردید برای این منظور در گام نخست ضروری است تا بر اساس همه مستندات کلان نظام اعم از قانون اساسی، فرمایشات بنیانگذار انقلاب و مقام معظم رهبری، و سیاست های کلان نظام نسبت به تبیین و تصویب اهداف و سیاست های بلندمدت تربیت بدنی کشور در ابعاد همگانی و قهرمانی اقدام و سپس در جهت آن برنامه ریزیهای لازم صورت پذیرد. اهداف کلان و سیاست هایی که با تغییر و جابجایی دولتها و اعمال نظرها و رویه های خاص هر دولت تغییر نکنند و بتوان آن اهداف را در افق های بلندمدت با برنامه ای دقیق محقق نمود. در غیر این صورت بعد از گذشت ده سال دیگر باز هم همه تلاشها و اقدامات انجام شده در عرصه ورزش به دلیل مبتنی نبودن بر یک هدف کلان قابل استناد در برابر این سوال قرار خواهد گرفت که در راستای کدام هدف مصوب در مراجع قانونی کشور ورزش چنین مسیری را پیموده است؟ سوالی که هم اکنون و در وضعیت کنونی نیز ورزش با آن مواجه است و پاسخ قانع کننده ای هم برای آن یافت نمیشود.
دکترسید عبدالحمید احمدی-17 بهمن 1387
»
تاریخ:
21
/ 11 / 1387
|

نام تو جاويد؛ ايران


یادداشت ورزش ...
مقاله علمی ...
مصاحبه ...






|